أ‡أ،أڑأ¦أڈأ‰   منتديات شبكة خورة العربية > المنتديات الأدبية > قسم الشعر وهمس القوافي (يمنع المنقول )

قسم الشعر وهمس القوافي (يمنع المنقول ) ملآذ بوح لابداعات الاعضاء الشعرية الشعريه .. هنا نلتقي بها

 
أ‍أڈأ­أ£ 05-20-2008, 12:05 AM
  #1
إدارة عامة
 أ‡أ،أ•أ¦أ‘أ‰ أ‡أ،أ‘أ£أ’أ­أ‰ المهلهل
 
أٹأ‡أ‘أ­أژ أ‡أ،أٹأ“أŒأ­أ،: May 2008
أ‡أ،أ£أ”أ‡أ‘أںأ‡أٹ: 18,490
أ£أڑأڈأ، أٹأ‍أ­أ­أ£ أ‡أ،أ£أ“أٹأ¦أ¬: 10
المهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond reputeالمهلهل has a reputation beyond repute
أ‡أ‌أٹأ‘أ‡أ–أ­ اليكم هذة القصيدة واتحدى من يفهمها

باقيمانده‌ي يک زندگي
ترجمه:مجتبا پورمحسن
اليكم هاذة القصيد للشلعر امروالقيس وهي من اصعب القصائد واتحدى من يفسرها

اگر کسي به من مي‌گفت:
تا عصر خواهيد مُرد
تا آن موقع چکار خواهيد کرد،
نگاهي به ساعت مچي‌ام مي‌انداختم
يک ليوان آبميوه مي‌خوردم
يک گاز به سيب مي‌زدم
مدتي طولاني خيره مي‌شدم به مورچه‌اي که غذايش را پيدا کرده
بعد به ساعتم نگاه مي‌کردم
آنقدر وقت داشتم که ريشم را بتراشم
و بپرمتوي حمام و از ذهنم بگذرد:
«بايد خودم را براي نوشتن آراسته کنم
پس بهتر است لباس آبي‌ام را بپوشم»
تا ظهر مي‌نشستم پشت ميزتحريرم
اما خبري از جاري شدن کلمات رنگارنگ نمي‌شد
سفيد،سفيد،سفيد...
آخرين ناهارم را اماده مي‌کردم
دو تا گيلاس مشروب آماده مي‌کردم:يکي براي خودم
يکي هم براي مهماني که بدون قرار قبلي خواهد آمد
بعد چرتي مي‌زدم
اما خروپفم بيدارم مي‌کرد...
به ساعتم نگاه مي‌کردم
وقت براي مطالعه بود
فصلي از کمدي الهي دانته را مي‌خواندم
و نيمي از شعري از معلقات سبع نوشته ي امروالقيس* را
و نگاه مي‌ کردم که چطور
زندگي از من رخت مي‌بندد
و به ديگران داده مي‌شود
اما نمي‌پرسيدم چه کسي
آنچه را که خالي شده
پُر مي‌کند.
اينم از اين.بعد؟
اين ديگر،اين!
بعدچي؟
موهايم را شانه مي‌کردم و شعر را
مي‌انداختم توي سطل زباله
اين شعر را
ويک پيرهني درجه يک را مي‌پوشيدم که در ايتاليا آخرين مُد است
خودم را به شکل يکي از نوازندگاه گروه ويولونيست‌هاي اسپانيايي درمي‌آوردم
و به سمت قبرم حرکت مي‌کردم

*امروالقيس بن الحجر بن الحارث الکندي،شاعر از شاعران مشهور عرب(۵۰۰-۵۵۰)که به خاطر مضمون اروتيک اشعارش دوبار توسط پدرش تبعيد شد.
پي نوشت:اين شعر در روز ۱۴ ماه مي در مجله نيويورکر۲۰۰۷ چاپ شد .در ترجمه، يک ويرگول براي راحتي خوانش در زبان فارسي اضافه کرده‌ام
__________________
[flash=http://download.mrkzy.com/u/2813_3ab0803db20d1.swf]WIDTH=650 HEIGHT=400[/flash]

في هذا المنتدى سينزف قلمي بحبرين .. إن نزف بكلمات أغتنمت لون البحر
لكانت كلمات من تعابير قلمي البسيط .. وإن أغتنمت كلماتٍ لون الورد
لكانت كلمات مما يُراق لي ..
آخر مواضيعي
المهلهل أ›أ­أ‘ أ£أٹأ¦أ‡أŒأڈ أچأ‡أ،أ­أ‡أ°  
أ‘أڈ أ£أڑ أ‡أ‍أٹأˆأ‡أ“
 

أ£أ¦أ‡أ‍أڑ أ‡أ،أ¤أ”أ‘ (أ‡أ،أ£أ‌أ–أ،أ‰)


أ‡أ،أگأ­أ¤ أ­أ”أ‡أ¥أڈأ¦أ¤ أ£أچأٹأ¦أ¬ أ‡أ،أ£أ¦أ–أ¦أڑ أ‡أ،أ‚أ¤ : 1 ( أ‡أ،أƒأڑأ–أ‡أپ 0 أ¦أ‡أ،أ’أ¦أ‡أ‘ 1)
 

أٹأڑأ،أ­أ£أ‡أٹ أ‡أ،أ£أ”أ‡أ‘أںأ‰
أ،أ‡ أٹأ“أٹأکأ­أڑ أ…أ–أ‡أ‌أ‰ أ£أ¦أ‡أ–أ­أڑ أŒأڈأ­أڈأ‰
أ،أ‡ أٹأ“أٹأکأ­أڑ أ‡أ،أ‘أڈ أڑأ،أ¬ أ‡أ،أ£أ¦أ‡أ–أ­أڑ
أ،أ‡ أٹأ“أٹأکأ­أڑ أ…أ‘أ‌أ‡أ‍ أ£أ،أ‌أ‡أٹ
أ،أ‡ أٹأ“أٹأکأ­أڑ أٹأڑأڈأ­أ، أ£أ”أ‡أ‘أںأ‡أٹأں

BB code is أ£أٹأ‡أچأ‰
أںأ¦أڈ [IMG] أ£أٹأ‡أچأ‰
أںأ¦أڈ HTML أ£أڑأکأ،أ‰

أ‡أ،أ‡أ¤أٹأ‍أ‡أ، أ‡أ،أ“أ‘أ­أڑ

أ‡أ،أ£أ¦أ‡أ–أ­أڑ أ‡أ،أ£أٹأ”أ‡أˆأ¥أ¥
أ‡أ،أ£أ¦أ–أ¦أڑ أںأ‡أٹأˆ أ‡أ،أ£أ¦أ–أ¦أڑ أ‡أ،أ£أ¤أٹأڈأ¬ أ£أ”أ‡أ‘أںأ‡أٹ أ‚أژأ‘ أ£أ”أ‡أ‘أںأ‰
أشعار قويه بس وين اللي يفهمها ,,,, جريح خوره قسم الشعر وهمس القوافي (يمنع المنقول ) 18 04-24-2009 11:21 PM
مسابقه بلغه النجليزية سهله اي واحد يفهمها ابن الـجــنـوب القسم التعليمي للطلاب والطالبات 32 04-12-2009 06:02 PM
القصيدة الممنوعة لنزار قباني القناص قسم الأدب العام 4 10-09-2008 01:41 PM
هذة القصيدة موجهة لكل أبنا اليمن ابن الـجــنـوب قسم الشعر وهمس القوافي (يمنع المنقول ) 1 02-18-2008 06:49 PM


أ‡أ،أ“أ‡أڑأ‰ أ‡أ،أ‚أ¤ 02:12 PM